تاریخچه عکاسی در ایران دسامبر 14, 2009
Posted by آرمان ارشادی in تاریخچه عکاسی در ایران.add a comment
آنتوان سوروگين (Antoin Sevruguin)
خانم دانا استاين نويسنده كتاب سرآغاز عكاسي در ايران مي گويد در سال 1983 سه مقاله مهم درباره تاريخ عكاسي در ايران منتشر شد كه نويسندگان آنها بدون اطلاع از كارهاي يكديگر هر يك از ديدگاهي متفاوت به بررسي مساله مي پردازند.هر يك از اين مقالات كند و كاو تازهاي است درتاريخ دوره قاجار.به طور كلي تحقيقات مزبور منابع مهمي هستند كه تصوير روشني از جامعه ايران در قرن 19 ارئه مي دهند،تصويري كه نمايانگر ساختار اجتماعي،اقتصادي وسياسي جامعه ايران ونيز خصوصيات طبيعي وجغرافيايي است ،ضمن آنكه اصالت و زيبايي هنر ايراني و معماري آثار تاريخي آن دوران را نيز نمايان مي سازد.
مؤلف كتاب سرآغاز عكاسي در ايران پنج تن از اولين عكاسان برجسته را كه در ايران فعاليت كرده اند را معرفي مي كند:
(Luigi Pesee) لوييجي پيشه
سرهنگي از اهالي ناپل ايتاليا كه از سال 1848 تا 1861 در ايران مي زيست. كارهاي وي كه دربرگيرنده نخستين اسناد عكاسي در ايران است وهم اكنون در موزه هنر مترو پولين نيو يورك موجود است.
(Luigi Montabone) لوييجي مونتابونه
عكاسي از اهالي تورينو كه عضو هيأت سياسي ايتاليا در ايران در تابستان 1862 بود .
(Nasser-ed-din shah qajar)ناصرالدين شاه قاجار
که جزء اولين عکاسان ايران شمرده مي شود.
(Ernst Holtzer) ارنست هولستر
مهندس آلماني که کارمند اداره تلگراف در ايران بودوبا زني ارمني از اهالي جلفا ازدواج .کردو طي سالهاي1871 تا1898حدود سه هزار عکس از اصفهان وديگر نقاط گرفت.
(Antoin Sevruguin) آنتوان سوروگين
عکاس ارمني که از حمايت دربار برخوردار بود واز دهه1870 تا حدود 1920 در تبريز به .عنوان عکاس حرفه اي کار مي کرد .
آنتوان سوروگين به سال 1840 ميلادى برابر با سال 1256 ه. ق در سفارت روسيه در تهران از يك پدر و مادر گرجى تبار زاده شد. سالهاى نخستين عمرش را در تهران گذراند. پدرش واسيلى مستشرق و ديپلمات سفارت روسيه تزارى در تهران بود. علاقه او به ايران در همين دوره پديد آمد و بعدها يكى از دوستداران و ستايشگران ايران و ايرانيان شد. او پس از مرگ پدرش كه بر اثر حادثهاى در تهران رخ داد با خانوادهى خود به گرجستان بازگشت. در جوانى همراه با برادرانش امانوئل و كوليا نزد عكاس معروف روسى ديمترى ايوانويچ ژرماكوف در تفليس عكاسى آموخت و بر آن شد تا به ايران بازگردد. در سال 1870 ميلادى برابر با سال 1287 ه. ق با برادرانش به تبريز آمد و در آنجا ساكن شد و ظاهراً به دستگاه وليعهد مظفرالدين ميرزا راه يافت و از او لقب “خانى” گرفت آنان پس از مدتى به تهران آمدند و در تهران يك استوديو عكاسى در خيابان علاءالدوله (فردوسى) كنار در شرقى ميدان مشق داير كردند.
آنتوان در تهران با يك دختر ايرانى ارمنىنژاد ازدواج كرد و حاصل اين ازدواج هفت فرزند بود كه تنها دو تن از آنها (يك پسر و يك دختر) زنده ماندند.
سوروگين به همراه همسر و فرزندان
آنتوان خان سوروگين يكى از موفقترين عكاسهاى عصر خود بود. او زبان فرانسه را خوب مىدانست و به سال 1295 ه. ق رساله عكاسى، عكاس مشهور فرانسوى ليبر را به فارسى ترجمه كرد و به مظفرالدين ميرزا تقديم داشت. “او مردى آرام، گوشهگير و خوش برخورد و گشادهرو و در عكاسى استاد بود”. سوروگين عكاس حرفهاى پركارى بود كه براى كامل كردن مجموعه عكسهاى خود تمامى ايران را زير پا گذاشت و از سوژههاى گوناگون بهترين تصاوير را تهيه كرد. مردم، مناظر، بناهاى تاريخى، آداب و رسوم، مشاغل و حرفهها، اشياء و سرانجام تمام زواياى زندگى ايرانيان سوژهى عكاسى او بود.
آنتوان خان توانائى خود را در تصويربردارى از دو حادثهى مهم تاريخى دوران فعاليت هنريش در آنچه امروز عكاسى خبرى خوانده مىشود نشان داد. در تصاوير ميرزا رضاى كرمانى پس از قتل ناصرالدين شاه و مراسم تشييع جنازه شاه و رخدادهاى نهضت مشروطيت سوروگين در نقش يك خبرنگار عكاس ظاهر مىشود.
آتليه سوروگين در خيابان علاءالدوله (فردوسي)
در سال 1908 م برابر با سال 1325 ه . ق در وقايع پس از مشروطيت سوروگين به سبب ارتباطش با مشروطهطلبان گرفتار مشكلات بسيار شد. آنتوان خان هنرمند عكاس روس ناچار به سفارت انگليس پناهده شد. در همين زمان انفجار بمبى در خانه كنار عكاسخانهاش بزرگترين فاجعهى دوران كار هنريش را پديد آورد. حاصل زندگى هنرى او گردآورى هفت هزار نگاتيو شيشهاى از كارهاى خود او و شمارى نيز كار عكاسهاى پيش از او بود. شيشهها منظم شده و شماره خورده بود. شمارهها به شيوهى رقم زدن هنرمندان نقاش ايرانى، در كوشه و كنار شيشه به گونهاى نوشته شده بود كه كمتر به چشم مىخورد و آنها را بر چوب دستى پر گرهى درويش، بر بدنه گارى بستنى فروش دوره گرد، بر سايه بر زمين افتاده شتر و… ديده مىشود. در حادثه ياد شده تنها دو هزار شيشه سالم ماند. با بر افتادن سلسلهى قاجار و تغيير پادشاهى ضربهى ديگرى بر انتوان خان وارد شد پادشاه جديد به مانند تمامى شاهان جديد در تاريخ ايران به يك باره به نفى گذشته پرداخت. اين نفى و منسوخ سازى دو هزار شيشهى پرارزش سوريوگين را نيز در بر گرفت و شيشهها توقيف شد. اين فاجعه ديگر خارج از توان او بود زيرا حاصل دهها سال كوشش خود را بر باد رفته مىديد. سرانجام او به سال 1933 ميلادى برابر با سال 1312 شمسى درگذشت و در گورستان ارامنه در دروازه دولاب تهران به خاك سپرده شد روانش شاد باد.
تنها دخترش مارى كه در واپسين سالهاى عمر انتوان خان عكاسخانه را اداره مىكرد توانست ششصد و نود و شش قطعه از شيشهها را از توقيف در آورد. اين شيشهها و شمارى از عكسهاى كار سوريوگين بعد از مرگ او و تعطيل شدن عكاسخانهاش به كليساى پروتستان امريكائى تهران منتقل شد. و در سال 2 – 1951 ميلادى اين آثار در اختيار موسسهى اسميت سونيان در واشنگتن قرار گرفت و اكنون در گالرى هنر فرير است. نمايشگاهى از عكسهاى او به سال 1983 ميلادى در آن گالرى برگزار شد. يكصد و شصت و هشت قطعه از عكسهاى او نيز در ميان مجموعهى عكسهاى يك ديپلمات هلندى به موزه ملى نژادشناسى شهر ليدن هديه شده كه مورد مطالعه و معرفى قرار گرفته است. عكسهاى او در نمايشگاه 1897 ميلادى بروكسل و نمايشگاه 1900 ميلادى پاريس موفق به دريافت مدال شد و خود او از دولت ايران داراى نشان شير و خورشيد الماس نشان بود. جهانگردان و پژوهشگران اروپائى كه در سده 19 و آغاز سده 20 ميلادى به ايران سفر كرده و خود عكاس نبودهاند، عكسهاى مورد نياز براى چاپ در سفرنامهها و كتابهاى خود را در ايران تهيه مىكردند. از همين راه است كه شمار زيادى از عكسهاى سوريوگين به سفرنامهها راه يافته و در همان زمان زندگى شهرت سوريوگين را به خارج از ايران كشانده است. بهترين نمونه اين عكسها را در كتاب از خراسان تا بختيارى هانرى رنهدالمانى مىتوان ديد. او سهم مهمى در تهيه عكسهاى كتاب پر ارج “بررسى هنر ايران” پوپ داشت. بررسى خدمات اين هنرمند روسى گرجى ايرانى شده به فرهنگ و تمدن ايران كارنامهاى چنان درخشان است كه ارزيابى آن به پژوهشى گستردهتر نيازمند است.
برگرفته از متن سخنرانى دكتر محمدحسن سمسار در مراسم افتتاحيه نمايشگاه آثار عكاسى آنتوان سوريوگين بهمن 1380- چادرخانه کاخ گلستان.
- مطالب بالا از ویلاگ دوست بسیار عزیز و گرامیم جناب آقای همایون خداداد گرفته شده است.



